تبلیغات
پایـگاه مقـاومت بسیج شهـید رودکـی شیراز - مفهوم زندگی
                                               پایـگاه مقـاومت بسیج شهـید رودکـی شیراز





مفهوم زندگی

امام حسین

عاشورا، جلوه‌ای از «عمق حیات» و «جوهر زندگی» است. زندگی تنها نفس کشیدن و زنده بودن نیست و در محدوده «دنیا» هم خلاصه نمی‌شود.

شناخت جوهر ناب زندگی انسانی در سایه عاشورا است. این که «حیات طیبه» چیست؟ حیات ابدی با چیست؟ گذر از مرحله «مرگ» و رسیدن به «خلود» چگونه به دست می‌آید؟ سعادت، عزت، شخصیت، حیات، عمر حقیقی، پیروزی در چیست و به چیست؟ حیات و مرگ فردی و اجتماعی را با چه معیاری می‌توان شناخت؟ «عقیده» و «ایمان» در جهت‌گیری و شکل‌گیری تلاش‌های انسان چه نقشی دارد؟ مرز میان «حیات انسانی» و «حیات حیوانی» چیست؟ و امثال این‌گونه پرسش‌ها، در «عاشورا» جواب می‌یابد و پیام‌ عاشورا داشتن و یافتن حیاتی برتر در سایه‌ جهاد و شهادت و فنا در راه خدا و حق و عقیده الهی است، تا زندگی‌ها از پوچی و کم محتوایی نجات یابد.

از مهم‌ترین سوال‌های زندگی که انسان‌های متعهد و هوشمند را به خود مشغول ساخته است، این است که «چگونه باید زیست؟» جواب این سوال وقتی روشن می‌گردد که انسان پاسخی برای این سوال که «چرا زندگی می‌کنیم؟» یافته باشد. در واقع، چرایی زندگی است که به چگونگی آن جهت می‌بخشد. آنان هم که به یک زندگی حقیر و حیوانی بسنده می‌کنند و به درک‌های متعالی‌تر از زندگی نمی‌رسند و افق‌های دور دست‌تری را در نظر ندارند، ریشه این حقارت نفس و زندگی‌شان در آن است که «فسلفه حیات» را نشناخته‌اند و آن را در محدوده ولادت تا مرگ، آنها هم تنها از بعد مادی خلاصه می‌بینند.

امام حسین

عمر اصلی انسان، با عمل‌های شایسته‌ای سنجیده می‌شود که انجام داده است، نه با سال‌هایی که سپری کرده است. عمر عملی، نه عمر زمانی. آنچه از سرمایه این دنیا برای آبادی آخرت صرف شود، همان میزان عمر حقیقی انسان است.

شناخت دنیا، به بصیرت عملی انسان نیز در زندگی می‌افزاید. آن کس برای دنیای ناپایدار می‌کوشد، بازنده است. آن کس برای آخرت پایدار تلاش می‌کند، برنده است. حسین بن علی علیهما‌السلام دنیا را همچون ته مانده ظرفی که دیگران از آن نوشیده‌اند، یا باقی مانده چراگاهی که پیشینیان از آن چریده‌اند می‌داند که خیری در آن نیست و در معرض زوال و دگرگونی است. این سخن را هنگام عزیمت به کربلا می‌فرماید:

«انَّ هذهِ الدُّنیا قَد تَغَیّرَت و تَنَکَّرت واَدبَرَ مَعرُوفُها فَلم یَبقَ مِنها اِلا صُبابَةَ کَصُبابَةُ الاِناءِ و خَسیسُ عَیشٍ کَالمَرعَی الوَبیل...» (1)

با این دیدگاه، شوق آخرت پیدا می‌کند و زندگی دنیا را زیر سلطه جباران و ستمگران مایه دلتنگی و شومی شمرده، آن را «بَرَم» می‌داند «وَ الحَیاةَ مَعَ الظالِمینَ اِلاّ بَرَماً» همان زندگی تلخ و ناگوار و منحطی که کوردلان و دنیا پرستان، آن را شیرین می‌یابند و برای ادامه‌اش تن به هر خفت و خواری و زبونی می‌دهند. اما زندگی در نظر اولیاء خدا که در عاشورا هم جلوه اعظم آن رخ نمود، جهاد در راه عقیده و مرگ در راه عزت و شرف و شهادت در راه خدا است. اینان به لحاظ درک والاتری از حیات، زندگی ذلیلانه را بَرَم و مایه شکنجه و عذاب و غیر قابل تحمل می‌دانند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- تحف العقول، ص 245.

 

منبع:

پیام‌های عاشورا، جواد محدثی .